تبليغاتX
دوستت دارم مثل هيچ كس

دوستت دارم مثل هيچ كس

غزل چشم سيا هت شب يلدامو چراغون مي كنه

گفتي: " به چه رنگ مي بيني آن رنج فروخورده   آن درد را؟

گفتم: " به رنگ نوشته هاي سوخته‌ام وقتي ديگر آتشي نباشد
 و به رنگ آب دريا در غروب غمگنانه‌ي سرد وقتي ديگر تلاطم و جوششي نباشد

 ... و اينچنين درد را بر پرده نقاشي ذهنم به تصوير کشيدم

ققنوس وار خيال وهم آلود گمشده‌ات از لابلاي خطهاي ذهن سوخته‌ام نمايان شد

و آبي به رنگ قير
                       از پرده‌ام چکيد...

   
 

 

دلم مثل دلت خونه شقايق

 

 

 

آتش به درون من برافروختـــه است

               

                                       آن يار كزاو دامن دل سوخـــته است

 

ياران به تماشا  بنشيـنیــــــــد كه دل

                

                                    درهردوجهان ديده به اودوخته است

 

 

 

 

راهمان اينجا از هم جدا می شود


ديگر برای هم دو بيگانه ايم


هرقدر تلخ باشد و هرقدر دشوار


همه چيز را، آری همه چيز را بايد فراموش کنيم ...

اندوهگين مباش، هر غمی را تسلايی است


انسانها هرقدر هم که دوست داشته باشند، ميتوانند فراموش کنند


فصلها می آيند و ميروند، سالها می گذرند


روزی می آيد که تو هم فراموش کنی ...

روزها و شبهايمان را فراموش خواهی کرد


روزها و شبهای عاشقی را...


گويی آنها را نزيسته ای، انگار عاشق نبوده ای

همه چيز را، آری همه چيز را می توانی فراموش کنی


حتی تمام نوشته هايم را، سطر به سطر


چيزی اگر بماند، حزنی عميق در وجودت خواهد بود ...

   
کاش می شد سکوت غریبانه ی گنجشک های

افسرده را معنا کرد...کاش می شد فریاد مظلومانه

نیلوفر های مرداب را شنید... کاش می شد اندیشه

و احساسم را به دست پیچکی بسپارم تا به هر

کجا که می خواهند سر بکشند.... از تکرار ناقص

خاطره ها , از تلاش بیهوده برای رفتن و نرسیدن

مثل دو خط موازی خستم...

از تو براي تو مي گم

 

كه اسم تو رو لبمه

 

ياد قشنگ لحظه هات

 

هميشه توي قلبمه

 

از تو براي تو مي گم

 

عزيزتر از ستاره ها

 

   

بد شانس ترین عاشق


سلامی دوباره

دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت

که چـشـمـهـای قـشـنـگـش را

به عـمـق آبـی دریـای واژگـون می دوخـت

و شعـرهـای خـوشی چـون پـرنـدگـان می خـوانـد

 

دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت

که هـمـچـو کـودک معـصـومی

دلـش بـرای دلـم می سـوخـت

و مهـربـانـی را

            -  نـثـار مـن می کـرد

   

دلم گرفت ای آسمون


وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم

 

 وقتي که ديگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم

 

وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد ،

 

 من او را دوست داشتم

 

 وقتي که او تمام کرد من شروع کردم

 

 وقتي او تمام شد من آغاز شدم

 

 و چه سخت است تنها متولد شدن .

 

 مثل تنها زندگي کردن . مثل تنها مردن






 

 

خدایا

 دلم خیلی گرفته.

نمی دونم چی بگم  چی بنویسم  از چی بگم   از کدومش...

شده تا حالا گریه ام ارومت نکنه

شده تا حالا دلت با هیچی اروم نشه

خیلی خستم   خیلی شکستم  خیلی تنهام

فقط میگم چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای دوست تو بگو...؟

 

 

 

دوباره شب شدومن دلم گرفته

تو که رفتی انگاری زندگی رفته

دوباره دلم میخواد تو رو ببینم

دوست دارم بازم کنار تو بشینم

دوباره میخوام که بشنوم صدا تو

دوست دارم بازم ببینم خنده ها تو

دستا تو می خوام که حس کنم تو دستم

دو باره میخوام بگم عاشقت هستم

شنیدم گفتی دلت هوامو داره

شنیدم چشمات به یاد من میباره

باشه من می بخشمت بازم دویاره

آخه دل طاقت گریتو نداره


وقتی دستام خالی باشه

وقتی باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم

که بدونم لایق تو

دلمو از مال دنیا

به تو هدیه داده بودم

با تموم بی پناهی

به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد

همه زجری که کشیدم

همه رو به جون خریدم

ولی از تو نبریدم

هر جا بودم با تو بودم

هر جا رفتم تو رو دیدم

تو سبک شدن تو رویا

همه جا به تو رسیدم

اگه احساسمو کشتی

اگه از یاد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت

به غریبه سر سپردی

بدون اینو که دل من

شده جادو به طلسمت

یکی هست این ور دنیا

که تو یادش مونده اسمت 


   

سلام به قلبهای ناآرام

 

این ها رو که دارم می نویسم نمی دونم دیگه چقدر بیاد منه

 

گر زه دریا قطره ای هم کم شود

 

مرغ طوفان سینه اش پر غم شود

 

ای دلت دریای پاک و روشن است

 

مرغ بوتیمار این دریا منم

 

همی ترسم که شبی طوفان شود

 

ساحل امید من ویران شود

 

شعله ی عشق رو توی چشمام بین

 

ببین که از غم عشق دارم اب می شم اسون

 

 

هیچ کس با من در این دنیا نبود

هیچ کس مانند من تنها نبود

هیچ کس دردی ز دردم بر نداشت

بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت

هیچ کس فکر مرا باور نکرد

خطی از شعر مرا ازبر نکرد

هیچ کس معنای ازادی نگفت

در وجودم رد پایش را نجست

هیچ کس ان یار دل خواهم نشد

هیچ کس دمساز و همراهم نشد

هیچ کس جز من چنین مجنون نبود

در کلاس عاشقی دلخون نبود

هیچ کس دردی نکرد از من دوا

جز خدای من خدای من خدا

   

 

وقتی تو رفتی نازنین آسمونم غمش گرفت

بغض گلوش شکست و باز بارون نم نمش گرفت

وقتی تو رفتی حوریا دنبال تو راه افتادن

از آسمون گذشتن و رو سایه ی ماه افتادن

گل های سرخ زندگی دوباره پژمرده شدن

قناری های نغمه خون یکباره افسرده شدن

وقتی تو رفتی نازنین فرشته سر نمی زنه

به شهر سوت و کورمون پرنده پر نمی زنه

ستاره ها تو آسمون یکی یکی خاموش شدن

عشق و صفا و آرزو همگی فراموش شدن

 

ز غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد

             عجب از محبت من که در او اثر ندارد

                      غلط است هر که گوید :دل به دل راه دارد

                               دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

            

           غروب

 

چشم های منتظر به پیچ جاده        دلـهره هـای دل پــاک سـاده

پـنجره باز غـروب  پـــایـیــــز          نم نم بارون تو خیابون خیس 

 

 

 

یا تو هر تنگ غروب      

                 

     تو قلب ما می کوبه

 

 

                سهم من از با تو بودن غم تلخ غروب    

 

 

   

سلام

از شما ممنوونم كه به من سر زديد

 

 

 

   

هم نفس دلم گرفت تو این قفس


تویه  باور نازت لزم یه یاغی ساختی

می خوام بگم عزیزم منو تو نشناختی

 

دوست دارم که باشم تو باور تو یک مرد

گوش کن به التماسام می گم دوباره برگرد

 

هر واژه بی ربط اونو یادم میاره

همه می خوان بگن اون منو دوستم نداره

 

هر روز  مثل اشکی که می خوام بارون ببینم

ولی طاقت نمی یارم تو چشای تو بشینم

 

مگه من دل نداشتم دل منو شکستی

چرا وفا نکردی به اون عهدی که بستی

 

تو که گذاشتی رفتی منو تو این  شب سرد

با التماس دستام می گم دوباره بر گرد

 

می خوام بگم که یادت تویه دلم می مونه

تویه دلم سیاه نیست اینو چشات می دونه

 

می گن شیرینو  فرهاد رفتن توی هر یاد

چون به هم نرسیدن کردن عشق و فریاد

 

مگه من دل نداشتم دل منو شکستی

چرا وفا نکردی به اون عهدی که بستی

 

دلم من اینه تو مثل خورشید روشن و صاف

اگه باورت نمی شه سینه مو با دشنه بشکاف

 

تو، تو قاب آینه هستی خودتو در من می بینی

تو ، تو قلبم  جا گرفتی اولین و آخرینی

 

تو امیدی  ، تو پناهی ، تو سکوتی ، توصدایی

تو نفس کشیدن  من  واسه قلبم جون پناهی

 

تو امیدی  تو پناهی

 

 

 

 

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه  جشن عشقت رو به پا کردم

 

برای نقطه ی پایان تنهایی

توتنها اسمی بودی که صدا کردم

 

اگه از مرگ باور ها از آدم ها دلم سرده

نوازش کن تو دستامو که خیلی وقته یخ کرده

 

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

 

زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

 

توی بیدار تنهایی در عین زندگی مردن

 

 

 

 

   

زندگي بازي است من . بازيچه ي بازيچه هاي قلب خويشم


 

شقايق گفت:با خنده نه بيمارم، نه تبدارم                                                                  
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي
يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت
ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب                
مي گفت :
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري                           
به جان دلبرش افتاده بود- اما
طبيبان گفته بودندش
اگر يک شاخه گل آرد
ازآن نوعي که من بودم
بگيرند ريشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
براي دلبرش آندم
شفا يابد
چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را
بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه
به روي من
بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من
به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او مي رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا مي کرد
پس از چندي
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت
و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت
به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟           

                                        

از دل برود هر آنکه از...

 

 

اگر سکوت ِ این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : سلام!
اگر دلواپسی ِ آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد،
می خواهم از بی پناهی ِ پروانه ها برایت بگویم!
از کوچه های بی چراغ!
از این حصار ِ هر ور ِ دیوار!
از این ترانه ی تار...
مدتی بود که دست و دلم به تدارک ِ ترانه نمی رفت!
کم کم این حکایت ِ دیده و دل،
که ورد ِ زبان ِ کوچه نشینان است،
باورم شده بود!
باورم شده بود،
که دیگر صدای تو را در سکوت ِ تنهایی نخواهم شنید!
راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟
کجا بودی که صدای من و این دفتر ِ سفید،
به گوشت نمی رسید؟
تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم!
آخر این رسم و روال ِ رفاقت است،
که دی نیمه راه ِ رؤیا رهایم کنی؟
می دانم!
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند!
اما شمار ِ آنهایی که عاشق می مانند،
از انگشتان ِ دستم بیشتر نیست!
یکیشان همان شاعری که گمان می کرد،
در دوردست ِ دریا امیدی نیست!
می ترسیدم - خدای نکرده ! -
آنقدر در غربت ِ گریه هایم بمانی،
تا از سکوی سرودن ِ تصویرت سقوط کنم!
اما آمدی!
بانوی همیشه ی نجات و نجابت!
حالا دستهایت را به عنوان امانت به من بده!
این دل ِ بی درمان را که در شمار ِ عاشقان ِ‌همیشه می گنجانم،
انگشتانم،
برای شمردنشان
کم می اید!

 

 

 

باز هم من ماندم ...

 

 

باز هم من ماندم و خودم

باز هم من ماندم و جاده ای که حاکی ازگذر توست

باز هم من ماندم و شهامت تازه ای که یافته ام

باز هم من ماندم و قصه ای که انگار دنباله ای ندارد .

باز هم من ماندم و این همه واژه نانوشته.

بازهم من ماندم و حسرت دیدنت .

باز هم من ماندم وبغض نشکفته در گلویم .

به گمانم همه چیز تمام شده است .

به گمانم دیگر کار از کار گذشته است ...

به گمانم باید باور کنم که قصه تمام شده است .

به گمانم باید باور کنم که انتظارم به پایان رسیده است .

 

 

حرف رفتنت که میشه دلم انگار پرپر میشه 

  نمی خوام بیاد شبی که واسه ما شه شب آخر

 

صد هزار حرف نگفته واسه تو تو سینه دارم   

 شب و روز بیادت بودن همیشه همینه کارم

 

حس من حس غریبی از غم و عشق و نیازه    

 نمی دونم میای یه روزی با یه دنیا حرف تازه

 

 

   
درباره وبلاگ
دوستان من
نوشته های پیشین
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

bitab-at-night

احسان.م

http://bitab-at-night.blogfa.com

دوستت دارم مثل هيچ كس

غزل چشم سيا هت شب يلدامو چراغون مي كنه Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt